همشهری آنلاین، فرخنده رفائی: دادههای بهدستآمده از اسکنهای پیشرفته مغزی حاکی از آن است که مدیتیشن میتواند الگوی فعالیت مغز را بهگونهای عمیق بازتنظیم کند؛ تغییری که مغز را به وضعیتی بهینه برای تمرکز، یادگیری و سازگاری ذهنی نزدیک میکند.
به گزارش ساینسآلرت، مطالعهای به رهبری «آنالیزا پاسکارلا» از شورای ملی پژوهش ایتالیا نشان میدهد تمرینهای مدیتیشن قادرند مغز را به حالتی موسوم به «بحرانمندی مغزی» (Brain Criticality) سوق دهند. این مفهوم که از فیزیک آماری وام گرفته شده، به وضعیتی اشاره دارد که در آن شبکههای عصبی نه بیشازحد منظم و نه بیشازحد آشفتهاند؛ بلکه در تعادلی ظریف قرار دارند که بیشترین کارایی شناختی را فراهم میکند.

پژوهشگران برای بررسی این پدیده از روش مگنتوانسفالوگرافی (MEG) و الگوریتمهای یادگیری ماشین استفاده کردند. نمونه پژوهش شامل ۱۲ راهب حرفهای پیرو سنت جنگل تایلندی (Thai Forest tradition) بود که هرکدام بهطور میانگین بیش از ۱۵ هزار ساعت مدیتیشن را در کارنامه خود داشتند. در این پژوهش، فعالیت مغزی این راهبها در دو حالت مدیتیشن و استراحت غیرمدیتیشن بررسی شد.
بیشتر بخوانید:
- نتایج یک پژوهش تازه | تماس با آتش ساختار ژنتیکی انسان را تغییر داده است
- مطالعات جدید نشان داد، گیاهان هم در کنار هم قویتر میشوند
- ادعای جنجالی ایلان ماسک درباره آینده هوش مصنوعی
تکنیکهای مطالعه
دو تکنیک اصلی مورد مطالعه، ساماته و ویپاسانا بودند. ساماته با تمرکز بر یک محرک مشخص، مانند تنفس، ذهن را به حالتی پایدار و متمرکز میبرد؛ در حالی که ویپاسانا میدان توجه را گسترش میدهد و به افکار، احساسات و دریافتهای حسی اجازه میدهد بدون قضاوت جاری شوند. به گفته پژوهشگران، ساماته حالتی متمرکز و باثبات ایجاد میکند، اما ویپاسانا بیش از همه مغز را به نقطه «بحرانمندی» نزدیک میسازد؛ نقطه بهینهای که مغز قادر است در آن اطلاعات را بهطور مؤثر پردازش و ذخیره کند و همزمان انعطاف لازم برای واکنش سریع به موقعیتهای جدید را داشته باشد.
یافتهها همچنین نشان میدهد با افزایش تجربه مدیتیشن، تفاوت میان حالت استراحت و حالت مدیتیشن در مغز کاهش مییابد؛ نشانهای از آنکه برای مراقبهگران حرفهای، آگاهی متمرکز به بخشی از وضعیت عادی ذهن تبدیل میشود.

نکته قابل توجه این است که این مطالعه به هیچ عنوان شواهدی مبنی بر تغییر شکل فیزیکی مغز در اثر مدیتیشن ارائه نمیدهد، بلکه نشان میدهد مدیتیشن با بازتنظیم الگوهای فعالیت، هماهنگی و انعطاف شبکههای عصبی، مغز را به وضعیتی کارآمدتر برای پردازش اطلاعات نزدیک میکند، بهگونهای که مغز به تعادلی بهینه میان نظم و آشوب نزدیک میشود.
این تغییر کارکردی باعث افزایش انعطافپذیری شناختی، پایداری انتقال اطلاعات و کاهش درگیری با محرکهای بیرونی میشود، بدون آنکه تغییری در ساختار فیزیکی مغز گزارش شده باشد.
با این حال، پژوهشگران هشدار میدهند مدیتیشن راهی ساده و بیخطر برای بیداری ذهنی نیست. برخی مطالعات دیگر از بروز اضطراب، افسردگی یا تجربههای ذهنی ناخوشایند در میان برخی مراقبهگران خبر دادهاند. از این رو، اگرچه مدیتیشن میتواند ابزار قدرتمندی برای بازآرایی مغز باشد، اما اثرات آن همچنان نیازمند بررسیهای دقیقتر و مسئولانه است.
نظر شما